۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

به تاریخ دقت کنید


خواب مار ها

_ کاترینا چه طوره؟
_ بابک! دیشب خوابت رو می دیدم. الان که از خواب پا شدم گوشیم رو روشن کردم دیدم اس ام اس دادی بهم.
خواب دیدم یه عالمه مار دور و برته، تو خونه ات پر مار بود. اما انگار برات مهم نبود و خوشحال به نظر می یومدی، داشتم از ترس می مردم، ولی آخرش فهمیدم تو اصلن خوشحال نیستی، فقط ادا در می آوردی.
_حالا خوبه مارهاش نیشم نزدند D: ، هی هانی، خواب بوده (-;
_ آره اونم چه خوابی! حالا اگه نیشت هم می زدند بد نمی شد!

9 صبح 18 بهمن 1388 خورشیدی


۱ نظر:

کاترین گفت...

پرتقالی من

گفته بودم نیشت بزنن هم بد نمی شه....؟

مطمئنی؟