۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

باور


بزرگ ترین نیرنگ شیطان
این بود که این باور را به وجود آورد که
وجود ندارد،
و ... در یک چشم به هم زدن ...
محو شد.

"مظنونین همیشگی"

۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

Pecking

09:42 pm
87/05/14

Peckin’
The saddest thing I ever did see,
Was a woodpecker peckin’ at a plastic tree,
He looks at me, and “Friend” says he,
“Things ain’t as sweet as they used to be.”

Shel Silverstein

۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

16


16


3:45 بعد از ظهر – 08/07/1387



دست بردار. دست بردار، رها کن و بذار بشه. بذار چیزی که باید بشه، حتی اگه چیزی که باید بشه اینه. ول کن. ول کن و بذار تا تموم بشه، تا به پایان برسه. چه خوش باشه، چه نباشه، بذار تا به پایان برسه، حتی اگه پایان این باشه، حتی اگه پایانی نباشه.


***


بر فراز شانه هایم می جویم، به خاطر میلیون ها نجوایی که می شنوم، نجواهایی که می گویند من دوباره در حال کشتن خود هستم. شاید من تند تر بمیرم، اما هیچ چیز تا به حال همیشه دوام نداشته و به درازا نکشیده است.


***


زندگی ما همه از انتخاب هامون شروع میشه. و از چیز هایی که انتخاب کردیم که انتخابمون نباشند.از چیزهایی که می سازیم. و چیز هایی که نابود می کنیم. چیزهایی که می سازیم تا چیز دیگه ای جاش نسازیم. چیزهایی که نابود می کنیم تا چیز دیگه ای رو نابود نکرده باشیم.از راه هایی که می ریم تا راه دیگه ای رو نرفته باشیم. از راه هایی که می سازیم تا خودمون ساخته باشیم . از راه هایی که نابودشون می کنیم تا وسوسه ی ساختن داشته باشیم. از راه هایی که نمی سازیم تا دیگرون هم بتونند راه بسازند.از اسم هایی که می ذاریم تا حرف بزنیم، از حرف هایی که می زنیم تا فقط اسم نذاشته باشیم. از حرف هایی که نمی زنیم تا فقط اسم گذاشته باشیم. از حرف هایی که نمی گیم تا ...
زندگی ما شاید از همین جاها شروع می شه.
زندگی من از همین جاها شروع می شه. گاهی فکر می کنم زندگی من زود شروع شد، اما گاهی هم حسرت می خورم که زندگی من چه دیر شروع شد. زندگی من از همین جاها شروع شد. از یکی از همین نابود کردن ها و انتخاب نکردن ها و نساختن ها. از یکی از همین اسم هایی که گذاشتم و شد اسمم. از یکی از همین راه هایی که نساختم نه برای این که کس دیگه ای بسازتش. از یکی از همین حرف هایی که نگفتم ، شاید چون بلد نبودم که بگم. شاید چون ترسیدم که بگم. شاید چون شرایطش نبود؛ شاید هم چون فهمیدم که نباید بگم. فهمیدم که بهتره نگم. و شاید از همه ی چیز هایی که گفتم یا حتی جیغ زدم.
زندگی من از همین جاها بود که شروع شد.از یکی از انتخاب هایی که شدم. از یکی از نساخته هام. از یکی از راهرو هایی که توش نترسیدم. و شاید از همه ی راه هایی که ازشون ترسیدم. از یکی از انتخاب هایی که یاد گرفتم و به واسطه ی اون، انتخاب شده بودم برای این انتخابی که الان هستم. زندگی من همین طوری بود که شروع شد. همین طوری.
زندگی من خوب بود که شروع شد. با تمام نساخته هایش و ویرانی هایش. زندگی من از همین جاها بود که شروع شد.


***

چه خوش باشه، چه نباشه، بذار تا به پایان برسه، حتی اگه پایان این باشه، حتی اگه پایانی نباشه.


گرچه از دیگرون فاصله ندارم/ کاری با کار این قافله ندارم


4:40 عصر - 08/07/1387


۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

نفس، صدای نفس

برای وضوح بهتر تصویر، بر روی آن کلیک کنید.
Black


Hey... oooh...

Sheets of empty canvas, untouched sheets of clay

Her legs spread out before me as her body once did.

All five horizons revolved around her soul

As the earth to the sun

Now the air I tasted and breathed has taken a turn


Ooh, and all I taught her was everything

Ooh, I know she gave me all that she wore

And now my bitter hands chafe beneath the clouds

Of what was everything.

Oh, the pictures have all been washed in black, tattooed everything...


I take a walk outside

I'm surrounded by some kids at play

I can feel their laughter, so why do I sear?

Oh, and twisted thoughts that spin round my head

I'm spinning, oh, I'm spinning

How quick the sun can drop away


And now my bitter hands cradle broken glass

Of what was everything?

All the pictures have all been washed in black, tattooed everything...


All the love gone bad turned my world to black

Tattooed all I see, all that I am, all I'll be... yeah...

Uh huh... uh huh... ooh...


I know someday you'll have a beautiful life,

I know you'll be a sun in somebody else's sky, but why

Why, why can't it be, why can't it be mine
Aah... uuh..


Too doo doo too, too doo doo [many times until fade]




by: Pearl Jam