۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه
۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه
خیار

دوشنبه 18 خرداد 1388 خورشیدی
12:38 ظهر
خیار
در راستای این که روز شنبه ی این هفته، یعنی نخستین روز کاری بعد مناظره ی موسوی و احمدی نژاد که روزنامه ها چاپ شدند، روزنامه های اصلاح طلب (حامیان موسوی و کروبی) یعنی یاس نو و اعتماد و کلمه ی سبز و اندیشه ی نو و اعتماد ملی و حتی سرمایه و اقتصاد و ... از همون صبح تو هیچ دکه ی روزنامه فروشی پیدا نمی شدند و همه دکه ها می گفتند که تموم شده، و از اونجایی که چندی پیش یک سازمان دولتی در یکی از شهرستان ها اقدام به خرید فله ای اندیشه ی نو می کرد تا به دست مردم نرسه، و باز هم از اونجایی که تموم شدن تمام روزنامه های اصلاح طلب در اون روز خاص که معلومه محتواشون چی بوده و با شگفتی روزنامه هایی که بعضا" تا عصر هم پیدا شدنی بودند همون سر صبحی تموم شدند، چند نتیجه گیری و پیشنهاد فوری دارم براتون که اگه نکنید پشیمون می شید:
سریع برید و هرچی سرمایه تو بانک ها دارید رو برون بکشید و هر چقدر یخچالتون جا داره برید و خیار بخرید. با توجه به شنیده هایی که داشتم و با توجه به این که خیار سبزه و گویا دردش بیشتر از گوجه فرنگی هایی یه که تو دوربان به طرف رییس جمهور انداختند، به زودی قراره چند تا از سازمان های دولتی (ابعاد کار اون قدر وسیعه که یکی جواب نمی ده و چند تا سازمان می خواد) با استفاده از بودجه های عمومی و خدماتی شون این خدمت رو به ملت بکنند و هر چی خیاره تو بازار بخرند. و اما برهان هایی که در این زمینه قراره بیارند:
آ – در راستای اصلاح الگوی مصرف زین پس به جای پول نفت که قرار بود بیاد سر سفره های مردم خیار توزیع خواهد شد.
ب – زین پس ماموریت گشت ارشاد تغییر کرده و به گشت خیار یا حتی به خیار ارشاد می پردازد.
پ – از اونجایی که بی خیال (خیار) زن نمی دند، برای رفع احتمالات زیر این اقدام (خرید خیار ها) صورت می گیرد:
1. دولت مردان ما تا الان نتونستند زن بگیرند.
2. دولت مردان ما در پی تجدید فراش هستند.
3. دولت مردان ما بعد از ازدواج دیگه نتونستند زن بگیرند.
4. دولت زنان ما از مردانشون نا امید شدند.
5. دولت زنان ما تا الان نتونستند شوهر کنند.
6. بعد از این که بعضی از دولت مردان ما در پی تصویب لایحه ای رفتند که چند همسری رو واسه مردان ساده تر می کرد، دولت زنان ما هم واسه این که کم نیارند دارند می رند پی لایحه ای که چند شوهری رو مجاز کنه.
7. دولت کلی شلوار از چین وارد کرده که رو دستش باد کرده.
ت – دولت تصمیم دارد در این چند روز باقی مانده به انتخابات بعد از توزیع رایگان سیب زمینی، خیار رایگان میان مردم توزیع کند. و این طوری خودش رو هم خاکی نشون داده و هم خیاری و سبز
ج – خیار به عنوان عامل نفوذی دشمن شناخته شده و قراره با مواد مخدر های اکتشافی از سبز پوشان سوزونده بشه.
چ – در راستای کشفیات عظیم دولت نهم (از جمله رییس جمهور که گفته اند که دختری محصل راهنمایی در خانه اش انرژی هسته ای درست کرده) و طی ساعت ها نخوابیدن و کارشناسی نهاد ریاست جمهوری و شخص رییس جمهور، کشف شد که عامل آنفولانزای خوکی و اسبی و پرندگان، همانا خیار است.
نیروی محترم انتظامی در بیانیه ای اعلام کرد که ما یکی دو هفته بود که خیلی خوشحال بودیم. ما یکی دو هفته ای بود که بال بال می زدیم. ما یکی دو هفته ای بود که در پوست خود و حتی فک و فامیل و همسایه ها هم نمی گنجیدیم. ما یکی دو هفته بود که فکر می کردیم که چه قدر نیرو هامون وظیفه شناس شدند و مثل زبل خان که می گفت زبل خان این جا زبل خان اونجا زبل خان همه جا، چه قدر یهو در همه جای شهر پخش شدند و همه جای شهر رو سبز کردند. ما یکی دو هفته بود که فکر می کردیم نه که همه جا سبز شده، این ماییم که با پوشش سبز رنگ مقدس خود در همه جا هستیم. ما یکی دو هفته بود که خیلی خوشحال بودیم و خیلی بهمون خوش می گذشت. اما حالا فهمیدیم که گول خوردیم و هر سبزی که خیار، عذر می خوام اشتباه تایپی بود، نیروی انتظامی نیست. ما حالا که فهمیدیم نیروهای ما همونند که بودند و همه جای شهر رو نگرفتند و زبل خان نیستند، از دولت تقاضای خیار، عذر می خوام، تقاضای بودجه و نیروی بیشتری داریم. ما به زودی می یایم و همه ی سبز پوشایی رو که مارو به اشتباه انداختند می گیریم و چیز تو چیزشون می کنیم (برای رفع هر گونه ابهام خودم این تیکه رو به بیاینه ی ناجا اضافه کنم که احتمالا" منظورشون چوب تو آستین بوده اما چون از بیان صریح خودداری کردند، حتی می تونه منظورشون چیزهای بد بوده باشه؛ در هر صورت من فقط دارم انتقال اطلاعات می کنم، مسئولیتش با ناجا است) و بعد این که چیز تو چیزشون کردیم با چیز (شاید منظورشون خیار باشه) تا می خورند می زنیمشون. تا یادشون باشه چه سبز بپوشند و چه نپوشند، این ماییم که نیروی انتظامی می باشیم. تکبیر
شهرداری تهران طی اطلاعیه ای از تمامی طرفداران یکی از کاندیدا ها که رییس جمهور هم هست، عاجزانه تقاضا کرد تا از آسیب رساندن و خشک کردن درختان سبز در خیابان ها دست بردارند و به جای این کارها عقلشون رو به کار بندازند و بیان درخت هایی بکارند که سبز نباشه و این طوری به شهر هم خدمت کنند که شهر رنگارنگ تر بشه. حالا درسته تا این درختهایی که می کارند تا بزرگ بشه و رنگی بشه انتخابات تموم شده، اما به فکر پاداش اون دنیاشون باشند که خدا بیشتر دوسشون داشته باشه. در همین راستا شهرداری اعلام می کند که حصارهایی که دور بعضی نقاط سبز تهران کشیده شده ربطی به مترو و شهرداری نداشته و دولت راسا" اقدام نموده و ما ترسی از منوریل نداریم چون می دونیم قضیه سبز بودن اون نقاطه نه کشیدن خط منوریل.
این خبر واقعی یه: معاون سیاسی و رییس ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام کرد که در روز انتخابات ممکن است عوامل دشمن با پوشیدن و یا به همراه داشتن یک نماد یا رنگ خاص بخواهند در تهران و خوزستان و تبریز و کرمان (مهم ترین پایگاه های رای موسوی که پیروزی او در این شهر ها قطعی به نظر می رسد) ایجاد اغتشاش و بلوا کرده و آگاهانه تقلب کنند و بعدا" بگویند دیدید تقلب شد.
در این راستا:
در روز انتخابات سبز نپوشید و اگه پوشیدید و یه دفعه از در و دیوار و هوا و زیر زمین، نینجا و گروه ضربت و تانک و موشک شهاب 3 ریخت سرتون، سریع در بیارید لباس سبز رو و بعد پاره پوره کردنش زیر پاتون له کنیدش. خانوم های محترم بدونید که اگر این کار حتی به قیمت لخت شدنتون هم بود باز هم باید انجامش بدید، وگرنه یه موقع زبونم لال دیدید خودشون لختتون کردند. و اون وقت چون داوطلبانه این کارو نکردید دیگه جای هیچ بخششی هم نیست. اما اگه این کارو داوطلبانه بکنید، کاریتون ندارند، چون شما با له کردن لباس سبزتون در اصل توبه کردید و مثل کودکی تازه زاده شده پاکید و نیتتون هم که پاکه، پس خودشون می رسونندتون خونه تا لباس مناسب بپوشید.
و هم چنین: اگه جمعه پارکی چیزی رفتید، رو چمن نشینید که شائبه ی هم رنگ شدن با رنگی خاص رو القا کنید، با درخت ها عکس نگیرید، زیر سایه شون نشینید. روز جمعه باغچه آب ندید، سبزی نخورید، و این که حواستون هم باشه که اصلا و ابدا دلتون هم سبز نباشه.
تا اطلاع بعدی، تبلیغ هر چی که سبز داشته باشه، مثلا" چای سبز، قورباغه، خیار شور، چیز و ... در تلویزیون ممنوع شد.
سریال خانه ی سبز رو که یادتونه؟ رییس جمهور ادعا کرد که چنین سریالی ساخت اشراف زاده ها و خانواده ی هاشمی و خاتمی و اسراییل و آمریکا بوده و مدارکش در وزارت کشور و اطلاعات و خارجه و حتی در وزارت جهاد کشاورزی و صنایع و معادن موجود است. ایشون هم چنین اعلام کرد که دلیل مرگ خسرو شکیبایی (بازیگر اصلی این سریال) این بود که او عذاب وجدان داشته و می خواسته به همه چی اعتراف کنه اما همین مراکز قدرت و اشرافی با مسمومیت از پا درش آوردند. ایضا" مدارک این موضوع هم در وزارت خانه ها ی مذکور وجود داره.
فعلا" همین.
یادتون نره، جمعه سعی کنید تا قبل از عصر حتما" برید و رای بدید چون شاید از قصد، زمان رای گیری رو تمدید نکنند و نشه رای داد، تجربه نشون داده که طرف دار های جناح راست (اصولگرایان) و احمدی نژاد عموما" صبح و ظهر می رند و رای می دند.
12:38 ظهر
خیار
در راستای این که روز شنبه ی این هفته، یعنی نخستین روز کاری بعد مناظره ی موسوی و احمدی نژاد که روزنامه ها چاپ شدند، روزنامه های اصلاح طلب (حامیان موسوی و کروبی) یعنی یاس نو و اعتماد و کلمه ی سبز و اندیشه ی نو و اعتماد ملی و حتی سرمایه و اقتصاد و ... از همون صبح تو هیچ دکه ی روزنامه فروشی پیدا نمی شدند و همه دکه ها می گفتند که تموم شده، و از اونجایی که چندی پیش یک سازمان دولتی در یکی از شهرستان ها اقدام به خرید فله ای اندیشه ی نو می کرد تا به دست مردم نرسه، و باز هم از اونجایی که تموم شدن تمام روزنامه های اصلاح طلب در اون روز خاص که معلومه محتواشون چی بوده و با شگفتی روزنامه هایی که بعضا" تا عصر هم پیدا شدنی بودند همون سر صبحی تموم شدند، چند نتیجه گیری و پیشنهاد فوری دارم براتون که اگه نکنید پشیمون می شید:
سریع برید و هرچی سرمایه تو بانک ها دارید رو برون بکشید و هر چقدر یخچالتون جا داره برید و خیار بخرید. با توجه به شنیده هایی که داشتم و با توجه به این که خیار سبزه و گویا دردش بیشتر از گوجه فرنگی هایی یه که تو دوربان به طرف رییس جمهور انداختند، به زودی قراره چند تا از سازمان های دولتی (ابعاد کار اون قدر وسیعه که یکی جواب نمی ده و چند تا سازمان می خواد) با استفاده از بودجه های عمومی و خدماتی شون این خدمت رو به ملت بکنند و هر چی خیاره تو بازار بخرند. و اما برهان هایی که در این زمینه قراره بیارند:
آ – در راستای اصلاح الگوی مصرف زین پس به جای پول نفت که قرار بود بیاد سر سفره های مردم خیار توزیع خواهد شد.
ب – زین پس ماموریت گشت ارشاد تغییر کرده و به گشت خیار یا حتی به خیار ارشاد می پردازد.
پ – از اونجایی که بی خیال (خیار) زن نمی دند، برای رفع احتمالات زیر این اقدام (خرید خیار ها) صورت می گیرد:
1. دولت مردان ما تا الان نتونستند زن بگیرند.
2. دولت مردان ما در پی تجدید فراش هستند.
3. دولت مردان ما بعد از ازدواج دیگه نتونستند زن بگیرند.
4. دولت زنان ما از مردانشون نا امید شدند.
5. دولت زنان ما تا الان نتونستند شوهر کنند.
6. بعد از این که بعضی از دولت مردان ما در پی تصویب لایحه ای رفتند که چند همسری رو واسه مردان ساده تر می کرد، دولت زنان ما هم واسه این که کم نیارند دارند می رند پی لایحه ای که چند شوهری رو مجاز کنه.
7. دولت کلی شلوار از چین وارد کرده که رو دستش باد کرده.
ت – دولت تصمیم دارد در این چند روز باقی مانده به انتخابات بعد از توزیع رایگان سیب زمینی، خیار رایگان میان مردم توزیع کند. و این طوری خودش رو هم خاکی نشون داده و هم خیاری و سبز
ج – خیار به عنوان عامل نفوذی دشمن شناخته شده و قراره با مواد مخدر های اکتشافی از سبز پوشان سوزونده بشه.
چ – در راستای کشفیات عظیم دولت نهم (از جمله رییس جمهور که گفته اند که دختری محصل راهنمایی در خانه اش انرژی هسته ای درست کرده) و طی ساعت ها نخوابیدن و کارشناسی نهاد ریاست جمهوری و شخص رییس جمهور، کشف شد که عامل آنفولانزای خوکی و اسبی و پرندگان، همانا خیار است.
نیروی محترم انتظامی در بیانیه ای اعلام کرد که ما یکی دو هفته بود که خیلی خوشحال بودیم. ما یکی دو هفته ای بود که بال بال می زدیم. ما یکی دو هفته ای بود که در پوست خود و حتی فک و فامیل و همسایه ها هم نمی گنجیدیم. ما یکی دو هفته بود که فکر می کردیم که چه قدر نیرو هامون وظیفه شناس شدند و مثل زبل خان که می گفت زبل خان این جا زبل خان اونجا زبل خان همه جا، چه قدر یهو در همه جای شهر پخش شدند و همه جای شهر رو سبز کردند. ما یکی دو هفته بود که فکر می کردیم نه که همه جا سبز شده، این ماییم که با پوشش سبز رنگ مقدس خود در همه جا هستیم. ما یکی دو هفته بود که خیلی خوشحال بودیم و خیلی بهمون خوش می گذشت. اما حالا فهمیدیم که گول خوردیم و هر سبزی که خیار، عذر می خوام اشتباه تایپی بود، نیروی انتظامی نیست. ما حالا که فهمیدیم نیروهای ما همونند که بودند و همه جای شهر رو نگرفتند و زبل خان نیستند، از دولت تقاضای خیار، عذر می خوام، تقاضای بودجه و نیروی بیشتری داریم. ما به زودی می یایم و همه ی سبز پوشایی رو که مارو به اشتباه انداختند می گیریم و چیز تو چیزشون می کنیم (برای رفع هر گونه ابهام خودم این تیکه رو به بیاینه ی ناجا اضافه کنم که احتمالا" منظورشون چوب تو آستین بوده اما چون از بیان صریح خودداری کردند، حتی می تونه منظورشون چیزهای بد بوده باشه؛ در هر صورت من فقط دارم انتقال اطلاعات می کنم، مسئولیتش با ناجا است) و بعد این که چیز تو چیزشون کردیم با چیز (شاید منظورشون خیار باشه) تا می خورند می زنیمشون. تا یادشون باشه چه سبز بپوشند و چه نپوشند، این ماییم که نیروی انتظامی می باشیم. تکبیر
شهرداری تهران طی اطلاعیه ای از تمامی طرفداران یکی از کاندیدا ها که رییس جمهور هم هست، عاجزانه تقاضا کرد تا از آسیب رساندن و خشک کردن درختان سبز در خیابان ها دست بردارند و به جای این کارها عقلشون رو به کار بندازند و بیان درخت هایی بکارند که سبز نباشه و این طوری به شهر هم خدمت کنند که شهر رنگارنگ تر بشه. حالا درسته تا این درختهایی که می کارند تا بزرگ بشه و رنگی بشه انتخابات تموم شده، اما به فکر پاداش اون دنیاشون باشند که خدا بیشتر دوسشون داشته باشه. در همین راستا شهرداری اعلام می کند که حصارهایی که دور بعضی نقاط سبز تهران کشیده شده ربطی به مترو و شهرداری نداشته و دولت راسا" اقدام نموده و ما ترسی از منوریل نداریم چون می دونیم قضیه سبز بودن اون نقاطه نه کشیدن خط منوریل.
این خبر واقعی یه: معاون سیاسی و رییس ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام کرد که در روز انتخابات ممکن است عوامل دشمن با پوشیدن و یا به همراه داشتن یک نماد یا رنگ خاص بخواهند در تهران و خوزستان و تبریز و کرمان (مهم ترین پایگاه های رای موسوی که پیروزی او در این شهر ها قطعی به نظر می رسد) ایجاد اغتشاش و بلوا کرده و آگاهانه تقلب کنند و بعدا" بگویند دیدید تقلب شد.
در این راستا:
در روز انتخابات سبز نپوشید و اگه پوشیدید و یه دفعه از در و دیوار و هوا و زیر زمین، نینجا و گروه ضربت و تانک و موشک شهاب 3 ریخت سرتون، سریع در بیارید لباس سبز رو و بعد پاره پوره کردنش زیر پاتون له کنیدش. خانوم های محترم بدونید که اگر این کار حتی به قیمت لخت شدنتون هم بود باز هم باید انجامش بدید، وگرنه یه موقع زبونم لال دیدید خودشون لختتون کردند. و اون وقت چون داوطلبانه این کارو نکردید دیگه جای هیچ بخششی هم نیست. اما اگه این کارو داوطلبانه بکنید، کاریتون ندارند، چون شما با له کردن لباس سبزتون در اصل توبه کردید و مثل کودکی تازه زاده شده پاکید و نیتتون هم که پاکه، پس خودشون می رسونندتون خونه تا لباس مناسب بپوشید.
و هم چنین: اگه جمعه پارکی چیزی رفتید، رو چمن نشینید که شائبه ی هم رنگ شدن با رنگی خاص رو القا کنید، با درخت ها عکس نگیرید، زیر سایه شون نشینید. روز جمعه باغچه آب ندید، سبزی نخورید، و این که حواستون هم باشه که اصلا و ابدا دلتون هم سبز نباشه.
تا اطلاع بعدی، تبلیغ هر چی که سبز داشته باشه، مثلا" چای سبز، قورباغه، خیار شور، چیز و ... در تلویزیون ممنوع شد.
سریال خانه ی سبز رو که یادتونه؟ رییس جمهور ادعا کرد که چنین سریالی ساخت اشراف زاده ها و خانواده ی هاشمی و خاتمی و اسراییل و آمریکا بوده و مدارکش در وزارت کشور و اطلاعات و خارجه و حتی در وزارت جهاد کشاورزی و صنایع و معادن موجود است. ایشون هم چنین اعلام کرد که دلیل مرگ خسرو شکیبایی (بازیگر اصلی این سریال) این بود که او عذاب وجدان داشته و می خواسته به همه چی اعتراف کنه اما همین مراکز قدرت و اشرافی با مسمومیت از پا درش آوردند. ایضا" مدارک این موضوع هم در وزارت خانه ها ی مذکور وجود داره.
فعلا" همین.
یادتون نره، جمعه سعی کنید تا قبل از عصر حتما" برید و رای بدید چون شاید از قصد، زمان رای گیری رو تمدید نکنند و نشه رای داد، تجربه نشون داده که طرف دار های جناح راست (اصولگرایان) و احمدی نژاد عموما" صبح و ظهر می رند و رای می دند.
۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه
چیز

یک شنبه 17 خرداد 1388 خورشیدی تقریبا" 10 شب
بعد از یک ماه تردید و فکر، حالا و از دیشب تصمیمم رو گرفتم و از بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به میرحسین موسوی رای می دم. می خواستم یه مقاله ی مفصل بنویسم و دلایل خودم رو واسه این که اصلا" چرا به نظرم رای دادن ضروریه و چرا بین کروبی و میر حسین مرددم رو بگم، اما اون قدر سرم شلوغ بود تو این مدت که اصلا" وقت نکردم و الان هم زیاد وقت ندارم که بنویسم و حالا هم که تردیدم رفع شده دیگه حوصله مقاله نوشتن رو ندارم. اما هرکی دوست داشت و خواست می تونم وقت بذارم که باهاش حرف بزنم و دلایل خودم رو واسه ی رای دادن بهش بگم، هرچند درسته که به میرحسین موسوی رای می دم اما همه رو تشویق می کنم که یا به موسوی یا به کروبی رای بدند یا حداقل برند و رای سفید بدند تا این طوری رای احمدی نژاد بشکنه. البته همه می دونید که رای سفید که می دید خط خطی ایش کنید که مورد سو استفاده قرار نگیره.
البته باید بگم که موسوی اصلا" کسی نیست که من حتی بخش کوچیکی از آرمان ها و خواسته هام رو با رییس جمهور شدنش برآورده شده ببینم، اما تو این شرایط به نظرم از بقیه شون بهتره و الان مهم ترین موضوع به نظرم رییس جمهور نشدن احمدی نژاده. و البته باید بگم که از روی جنبه ی نفی احمدی نژاد نیست که می رم و به موسوی رای می دم، هر چند این موضوع هم بسیار موثره، درسته موسوی و تیم احتمالی که در آینده قراره دولتش رو تشکیل بده رو در خیلی زمینه ها ضعیف می دونم، اما نباید فراموش کنیم که موسوی جنبه های ایجابی هم زیاد داره و در خیلی زمینه ها هم می تونه کارآمد و خوب کار کنه.
در نهایت همه ی دوستانی که تو این مدت نظر من رو جویا می شدید و بعضا" خودتون هم مردد بودید، بدونید که تصمیم نهایی من از بین موسوی و کروبی که بینشون مردد بودم، موسوی یه و من به موسوی رای می دم.
بخشی از اطلاعاتی که از دوستان به دست آوردم رو هم می گم تا بدونید:
بعضی از نامزد های احتمالی برای پست های کابینه ی موسوی:
معاون اول: آقای باقریان
وزیر آموزش و پرورش: آقای فانی (معاون وزیر آموزش و پرورش در دولت دوم خاتمی) و آقای شاه حسینی (رییس سازمان دانش آموزی در دولت دوم آقای خاتمی) از اونجایی که خودم به طور مستقیم با هر دوی این دو نفر کار کردم باید بگم که به نظر خودم آقای شاه حسینی برای این پست افتضاح خواهد بود. در مورد آقای فانی نظر خاصی ندارم.
وزیر کشور: آقای محتشمی پور (سابقه ی وزارت کشور و نمایندگی مجلس در کارنامه ی ایشان است.)
وزیر علوم و تحقیقات و فناوری: آقای بهشتی ( ایشون رو دقیق نفهمیدم کدوم بهشتی رو گفتند.)
وزیر نفت یا وزیر نیرو: آقای زنگنه ( سابقه ی موفق وزارت در کارنامه ی ایشان دیده می شود.)
وزیر کار: آقای صفدر حسینی ( سابقه ی موفق وزارت و نمایندگی مجلس در کارنامه ی ایشان دیده می شود.)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: آقای مسجد جامعی (عضو فعلی و رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران و وزیر فرهنگ در دولت دوم آقای خاتمی) به نظر من برای این پست افراد به نسبت بهتر از ایشون هستند که وزیر بشند اما ایشون هم توانایی این کار رو نه در حد عالی اما در حد خوبی دارند.
وزیر اطلاعات: آقای یونسی (وزیر اطلاعات در دولت دوم آقای خاتمی)
وزیر اقتصاد: حتی به شکل احتمالی هم نگم بهتره. چند وقت پیش یه روزنامه خوندم که شیرکوند و مظاهری برنامه اقتصادی موسوی رو قراره بنویسند و کلی ناراحت شدم، اما طبق اطلاعات جدیدی که به دست آوردم موسوی هرجا می ره ستاری فر رو به عنوان مشاور اقتصادی با خودش می بره، این موضوع خوشحالم کرد چون به نظرم ستاری فر واسه وزارت اقتصاد واقعا" مناسبه. (ستاری فر: یکی از بزرگ ترین اقتصاددانان ایران و رییس سازمان برنامه ریزی و بودجه در دولت دوم خاتمی که البته این سازمان در دولت احمدی نژاد منحل شده و تبدیل شده به معاونت رییس جمهور؛ یعنی رسما" هرچی رییس جمهور بگه شده.)
و ...
فعلا" همین اطلاعات رو داشته باشید تا بعد. البته فراموش نکنید که همه ی این ها احتمالی اند و چیزی اند که فعلا" صحبشون هست. پس خیلی هم قابل اتکا نیستند.
به نظرم برید و رای بدید، حتی اگه از قبل معلوم باشه که کی رای میاره و کی نمیاره و کی قراره رییس جمهور بشه و ... باز هم برید و رای بدید. کار خودتون رو بکنید و به این که کارتون درسته فکر کنید نه به این که آیا نتیجه اش دلخواهتون هست یا نه؛ مهم اینه که کاری که فکر می کنید درسته رو انجام دادید، حالا چه تقلب بشه و چه نشه. و فراموش نکنید که سال 76 هم همه می گفتند که شما بنویسید خاتمی آنها می خوانند ناطق نوری و همه می گفتند که نمی ذارند خاتمی رییس جمهور بشه و همه می گفتند که رای ما تزیینی یه و کسی که باید بشه می شه؛ اما نهایتش این طور نبود و خاتمی رییس جمهور شد. مگر این که کلا" بخواید از بیخ و بن بزنید تو قضیه و بگید که خود خاتمی رو هم نظام بالا آورد که در این صورت شدیدا" باهاتون مخالفم و باید بگم که به نظرم با این حرف تمام زحمات خاتمی و دولتش تو 8 سال رو زیر سوال بردید. از اونجایی که من خودم بازرس وزارت کشور در انتخابات بودم با اطمینان می گم که اگه تعداد آرا زیاد باشه و تفاوت آرای بین دو کاندیدا زیاد باشه، نمی تونند که تقلب در حد وسیعی بکنند و نتیجه رو تغییر بدن.
آیا چون ویرانی هست، نباید ساخت؟ و چون شکست هست نباید زیست؟
و چون دروغ و تهمت و تقلب و پاپوش و سواستفاده و بازی و پشت پرده و ... هست، نباید کار خودمون رو بکنیم؟ اگه روزی همه ی دنیا از نفس کشیدن شما سواستفاده کنند دیگه نفس نمی کشید؟ نباید زندگی خودمون و کاری رو که به نظر خودمون درست میاد و ربطی به زندگی شخصی کسی نداره، به هر دلیل خارجی ای و به خاطر سواستفاده ی دیگرون مختل کنیم.
یه وقتی هست که کاری به نظرمون درسته اما نتایجش با توجه به شرایط برامون خوب نیست، که در این صورت انجام خود اون کار جای صحبت داره. که البته این موضوع فرق داره با چیزی که من می گم. خودتون بفهمید دیگه، اگه نفهمیدید منظورم رو بگید تا براتون گفتاری بگم چون دیگه حوصله ی تایپ کردن ندارم.
می تونید این آهنگ رو هم گوش کنید و یه کم بخندید. گویا نام خواننده اش هم شاهین نجفی یه.
از این جا بارگیری کنید.
بعد از یک ماه تردید و فکر، حالا و از دیشب تصمیمم رو گرفتم و از بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به میرحسین موسوی رای می دم. می خواستم یه مقاله ی مفصل بنویسم و دلایل خودم رو واسه این که اصلا" چرا به نظرم رای دادن ضروریه و چرا بین کروبی و میر حسین مرددم رو بگم، اما اون قدر سرم شلوغ بود تو این مدت که اصلا" وقت نکردم و الان هم زیاد وقت ندارم که بنویسم و حالا هم که تردیدم رفع شده دیگه حوصله مقاله نوشتن رو ندارم. اما هرکی دوست داشت و خواست می تونم وقت بذارم که باهاش حرف بزنم و دلایل خودم رو واسه ی رای دادن بهش بگم، هرچند درسته که به میرحسین موسوی رای می دم اما همه رو تشویق می کنم که یا به موسوی یا به کروبی رای بدند یا حداقل برند و رای سفید بدند تا این طوری رای احمدی نژاد بشکنه. البته همه می دونید که رای سفید که می دید خط خطی ایش کنید که مورد سو استفاده قرار نگیره.
البته باید بگم که موسوی اصلا" کسی نیست که من حتی بخش کوچیکی از آرمان ها و خواسته هام رو با رییس جمهور شدنش برآورده شده ببینم، اما تو این شرایط به نظرم از بقیه شون بهتره و الان مهم ترین موضوع به نظرم رییس جمهور نشدن احمدی نژاده. و البته باید بگم که از روی جنبه ی نفی احمدی نژاد نیست که می رم و به موسوی رای می دم، هر چند این موضوع هم بسیار موثره، درسته موسوی و تیم احتمالی که در آینده قراره دولتش رو تشکیل بده رو در خیلی زمینه ها ضعیف می دونم، اما نباید فراموش کنیم که موسوی جنبه های ایجابی هم زیاد داره و در خیلی زمینه ها هم می تونه کارآمد و خوب کار کنه.
در نهایت همه ی دوستانی که تو این مدت نظر من رو جویا می شدید و بعضا" خودتون هم مردد بودید، بدونید که تصمیم نهایی من از بین موسوی و کروبی که بینشون مردد بودم، موسوی یه و من به موسوی رای می دم.
بخشی از اطلاعاتی که از دوستان به دست آوردم رو هم می گم تا بدونید:
بعضی از نامزد های احتمالی برای پست های کابینه ی موسوی:
معاون اول: آقای باقریان
وزیر آموزش و پرورش: آقای فانی (معاون وزیر آموزش و پرورش در دولت دوم خاتمی) و آقای شاه حسینی (رییس سازمان دانش آموزی در دولت دوم آقای خاتمی) از اونجایی که خودم به طور مستقیم با هر دوی این دو نفر کار کردم باید بگم که به نظر خودم آقای شاه حسینی برای این پست افتضاح خواهد بود. در مورد آقای فانی نظر خاصی ندارم.
وزیر کشور: آقای محتشمی پور (سابقه ی وزارت کشور و نمایندگی مجلس در کارنامه ی ایشان است.)
وزیر علوم و تحقیقات و فناوری: آقای بهشتی ( ایشون رو دقیق نفهمیدم کدوم بهشتی رو گفتند.)
وزیر نفت یا وزیر نیرو: آقای زنگنه ( سابقه ی موفق وزارت در کارنامه ی ایشان دیده می شود.)
وزیر کار: آقای صفدر حسینی ( سابقه ی موفق وزارت و نمایندگی مجلس در کارنامه ی ایشان دیده می شود.)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: آقای مسجد جامعی (عضو فعلی و رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران و وزیر فرهنگ در دولت دوم آقای خاتمی) به نظر من برای این پست افراد به نسبت بهتر از ایشون هستند که وزیر بشند اما ایشون هم توانایی این کار رو نه در حد عالی اما در حد خوبی دارند.
وزیر اطلاعات: آقای یونسی (وزیر اطلاعات در دولت دوم آقای خاتمی)
وزیر اقتصاد: حتی به شکل احتمالی هم نگم بهتره. چند وقت پیش یه روزنامه خوندم که شیرکوند و مظاهری برنامه اقتصادی موسوی رو قراره بنویسند و کلی ناراحت شدم، اما طبق اطلاعات جدیدی که به دست آوردم موسوی هرجا می ره ستاری فر رو به عنوان مشاور اقتصادی با خودش می بره، این موضوع خوشحالم کرد چون به نظرم ستاری فر واسه وزارت اقتصاد واقعا" مناسبه. (ستاری فر: یکی از بزرگ ترین اقتصاددانان ایران و رییس سازمان برنامه ریزی و بودجه در دولت دوم خاتمی که البته این سازمان در دولت احمدی نژاد منحل شده و تبدیل شده به معاونت رییس جمهور؛ یعنی رسما" هرچی رییس جمهور بگه شده.)
و ...
فعلا" همین اطلاعات رو داشته باشید تا بعد. البته فراموش نکنید که همه ی این ها احتمالی اند و چیزی اند که فعلا" صحبشون هست. پس خیلی هم قابل اتکا نیستند.
به نظرم برید و رای بدید، حتی اگه از قبل معلوم باشه که کی رای میاره و کی نمیاره و کی قراره رییس جمهور بشه و ... باز هم برید و رای بدید. کار خودتون رو بکنید و به این که کارتون درسته فکر کنید نه به این که آیا نتیجه اش دلخواهتون هست یا نه؛ مهم اینه که کاری که فکر می کنید درسته رو انجام دادید، حالا چه تقلب بشه و چه نشه. و فراموش نکنید که سال 76 هم همه می گفتند که شما بنویسید خاتمی آنها می خوانند ناطق نوری و همه می گفتند که نمی ذارند خاتمی رییس جمهور بشه و همه می گفتند که رای ما تزیینی یه و کسی که باید بشه می شه؛ اما نهایتش این طور نبود و خاتمی رییس جمهور شد. مگر این که کلا" بخواید از بیخ و بن بزنید تو قضیه و بگید که خود خاتمی رو هم نظام بالا آورد که در این صورت شدیدا" باهاتون مخالفم و باید بگم که به نظرم با این حرف تمام زحمات خاتمی و دولتش تو 8 سال رو زیر سوال بردید. از اونجایی که من خودم بازرس وزارت کشور در انتخابات بودم با اطمینان می گم که اگه تعداد آرا زیاد باشه و تفاوت آرای بین دو کاندیدا زیاد باشه، نمی تونند که تقلب در حد وسیعی بکنند و نتیجه رو تغییر بدن.
آیا چون ویرانی هست، نباید ساخت؟ و چون شکست هست نباید زیست؟
و چون دروغ و تهمت و تقلب و پاپوش و سواستفاده و بازی و پشت پرده و ... هست، نباید کار خودمون رو بکنیم؟ اگه روزی همه ی دنیا از نفس کشیدن شما سواستفاده کنند دیگه نفس نمی کشید؟ نباید زندگی خودمون و کاری رو که به نظر خودمون درست میاد و ربطی به زندگی شخصی کسی نداره، به هر دلیل خارجی ای و به خاطر سواستفاده ی دیگرون مختل کنیم.
یه وقتی هست که کاری به نظرمون درسته اما نتایجش با توجه به شرایط برامون خوب نیست، که در این صورت انجام خود اون کار جای صحبت داره. که البته این موضوع فرق داره با چیزی که من می گم. خودتون بفهمید دیگه، اگه نفهمیدید منظورم رو بگید تا براتون گفتاری بگم چون دیگه حوصله ی تایپ کردن ندارم.
می تونید این آهنگ رو هم گوش کنید و یه کم بخندید. گویا نام خواننده اش هم شاهین نجفی یه.
از این جا بارگیری کنید.
اشتراک در:
پستها (Atom)