۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه

به تاریخ دقت کنید

یاد خاطرات کودکیم میافتم، یاد وقتی که بچه بودم و پای همه ی شیطنت های کودکی، غد و شیطون وایمیستادم و یه نگاه می کردم، یه نگاه که پر بود از بهونه های دل خودم و پر بود از راهی که ادامه می دادم و پر بود از شیطنت، پر بود از دنیای مخفی ای که هیچ کی رو توش راه نبود، یه نگاه که حتا شاید گهگاه با بغض کودکانه ام ترکیب می شد و تغس می کردتم، و اون وقت بود که نگاه بقیه رو رو خودم می دیدم و نگاه همه شون رو می خوندم، نگاه هایی که پر بود از انواع حرف ها، سرزنش و سرکوفت و مهربونی و بخشش و تشویق و حتا شیطنت بار تر از خودم؛ نگاه هایی که توشون دوست داشتن رو می دیدم و اون قدر غد بودم که قبول نکنم و بذارم و مجبورشون کنم که به یه نگاه دلم رو نبرند و این بار خودم بودم که نگاهشون می کردم، معصوم، بی گناه، و می ذاشتم که آروم بشن، و می ذاشتم که بدونند و از نگاهم لذت ببرند.

12:19 پس از شب
26 اردی بهشت 1388 خورشیدی

---

پ.ن.
آقای زافی، دخترم رو برام پس بگیرید، ازتون خواهش می کنم.
1:01 پس از شب، 10 اسفند 1388 خورشیدی

۹ نظر:

بنفشه گفت...

این دخمله کیه بابکووووووووووووو؟!!!!
لطف کن اون پستی رو که واست گذاشتم بخون!
منت بذار !:D

Mostafa گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
نو گفت...

بنفشه ~> خوندمش دختر خوب (-:

---

مصطفی صداقت جو ~> ممنون مصطفی جان، اگه خواستی می دمش به تو. آره، زندگی، لحظه هاست. شاد باشی

Mostafa گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
نو گفت...

مصطفی صداقت جو ~> مصطفی جان چه صفر و یک حرف می زنی شما. می دونم از سر تصادف اومدی. چه خوب ک دو تا چیز خوب گیرت اومد. شاد باشی.

مصطفی گفت...

سلام. موجود عجیبی هستی. خودتو تو دو سه تا پست وبلاگت قایم کردی. خوب البته آدم موجود خیال پردازیه.
می تونه برای خودش رویاهای زیبا بسازه حتی بال پرواز هم برای خودش جور کنه

عزیز دنیای صفر و یک جبر کار منه
شاید بخاطر همینه که حرفهام هم صفر و یکی است. راستی شما کارتون چیه؟ مشتاقم بیشتر بشناسمتون. البته اگر من باب فضولی نباشد.

نو گفت...

مصطفی ~> سلام. چرا عجیب؟ کارم؟ کار ک فک کنم زیاد دارم، اما حرفه ام آی تی یه

Mostafa گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
نو گفت...

مصطفی صداقت جو ~> احساس و دروغ تعریفیه ک ما می کنیم، این طوری شاید بشه گفت کامپیوتر هم مثل هر چیز دیگه هم احساس داره و هم می تونه دروغ بگه.
سپاس مصطفی، خوشحالم کردی. شاد بمونی