۱۳۸۸ فروردین ۲۶, چهارشنبه

زلف


برای بارگیری این آهنگ اینجا را کلیک کنید.

این آهنگ رو دوست دارم.

47
12:42 نیمه شب سه شنبه 25 فروردین ماه 1388 خورشیدی

زلف

زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند تواَم آزادم

مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم


زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم

شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم


آهنگ: محسن نامجو

شعر: حافظ
زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم / ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم / قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه / شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر / سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم / طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم / غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را / یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس / تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی / من از آن روز که در بند تواَم آزادم

1:04 نیمه شب

هیچ نظری موجود نیست: