۱۳۸۷ اسفند ۹, جمعه

دلبری 1

29
سه شنبه 6 اسفند 1387 خورشیدی
3:24 نیمه شب
قصه هایی از دلبری، دل دادگی، دل شدگی
دلبری 1

دختر در رو درواسی گیر کرده بود. پس مجبور شد درخواست دختر دیگری را بپذیرد و برای لحظاتی مغنعه اش را به او داده و روسری او را بر سر کند. پس به گوشه ای خلوت رفتند و پوششان را عوض کردند.
دختر با روسری وارد جمع شد و با لبخندی زیبا از همگان برای غیبت کوتاهش پوزش خواست. گونه هایش را بالا انداخت و به جمع پیوست.

هیچ نظری موجود نیست: