_من به خاطر تو کتک خوردم
_ ببخشید!!! به من چه ربطی داره !!!؟
_ نه البته تقصیر تو نیست ...
***
یاد اون زمان افتادم که داور یونیسف بودم. یادش بخیر اون زمان هنوز نماینده مجلس دانش آموزی نشده بودم .
یادش بخیر خانم نوبان (مسئول دفتر یونیسف ایران) , چیستا یثربی ( کارشناس یونیسف , نویسنده , کارگردان تئاتر ,مدرس سمپاد تهران , ...) , یه خانم دیگه از یونیسف که اسمش رو یادم نیست و 2 تا از مسئولان سازمان دانش آموزی(از معاونهای سازمان) و من و آیدا به عنوان داوران دانش آموز طی 2 روز طرح های رسیده به دبیرخونه ی مسابقه ی "سهم نوجوانان در ساختن فردای بهتر"؛ رو بررسی کردیم و بهترین هاشون روانتخاب کردیم و قرار شد تا 2 ماه دیگه اش یه همایش برگزار بشه و توش به برنده ها جایزه و بودجه ی طرح شون رو بدن.
من هم از خانم نوبان خواستم که من و آیدا هم به عنوان ناظر طرح ها وچگونگی اجراشون همراه بقیه باشیم که کلی هم استقبال شد اما بعد 2 ماه که خبری نشد زنگ زدم به نوبان و اون گفت همایش برگزار شده و طرح ها هم اجرا و بقیه ماجرا
وقتی ازش پرسیدم پس چرا به ما نگفتید جوابش قابل درک بود اما ... ؛
و حالا ماجراهای این هفته من رو یاد جواب نوبان انداخت چه قدر بد
11 PM ~ 2:40AM 86/4/18
نوبان می گفت<< مسئولان سازمان گفتن ما نباشیم بهتره چون امکان داره بچه هایی که طرح هاشون برنده شده وقتی ببینن 2تا از داورا هم سن و سال خودشونند حسودیشون بشه و نتونن با این موضوع کنار بیان که کسایی هم سن خودشون داور و ناظر کاراشون باشن , کسایی هم سن خودشون تو این سطح دارن کار می کنند و خودشون نه . >>؛
و خیلی چیزای دیگه که بهتره بیان نکنم . اون زمان من 2وم دبیرستان بودم و محدوده ی سنی شرکت تو مسابقه راهنمایی تا 3وم دبیرستان بود. شاید بشه تا حدی این چنین حسودی ها و ... رو اونم تو سن نوجوونی طبیعی دونست, اما تو سن نوجوونی نه بیشتر
با این حساب فکر می کنم یا بیشتر مردم ایران همیشه نوجوونند یا متاسفانه جامعه ی ایران بیماره البته احتمال اولی بیشتره . نه؟
درک این موضوع اون زمان برام آسون بود چون از 2 سال قبلش که روزنامه نگاری و بقیه کارام رو شروع کرده بودم از این جور چیزا کم ندیده بودم . اما خوب باور این که بیشتر (شما بخونید به جز عده ای بسیار اندک) مردم هنوز نوجوون که چه عرض کنم , ... , برام خوشایند نیست .
86/04/18 11:33PM
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر