_ می دونی بابک، دوران نامزدی مثل این می مونه که بابات برات دوچرخه خریده باشه اما نتونی سوارش شی
_ تو که دوچرخه نخریده سوارش می شی
_ (خنده) بالاخره باید سوار شد دیگه
ظهر 11 مرداد 1388 خورشیدی
_ تو که دوچرخه نخریده سوارش می شی
_ (خنده) بالاخره باید سوار شد دیگه
ظهر 11 مرداد 1388 خورشیدی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر