۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

چیز


یک شنبه 17 خرداد 1388 خورشیدی تقریبا" 10 شب

بعد از یک ماه تردید و فکر، حالا و از دیشب تصمیمم رو گرفتم و از بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به میرحسین موسوی رای می دم. می خواستم یه مقاله ی مفصل بنویسم و دلایل خودم رو واسه این که اصلا" چرا به نظرم رای دادن ضروریه و چرا بین کروبی و میر حسین مرددم رو بگم، اما اون قدر سرم شلوغ بود تو این مدت که اصلا" وقت نکردم و الان هم زیاد وقت ندارم که بنویسم و حالا هم که تردیدم رفع شده دیگه حوصله مقاله نوشتن رو ندارم. اما هرکی دوست داشت و خواست می تونم وقت بذارم که باهاش حرف بزنم و دلایل خودم رو واسه ی رای دادن بهش بگم، هرچند درسته که به میرحسین موسوی رای می دم اما همه رو تشویق می کنم که یا به موسوی یا به کروبی رای بدند یا حداقل برند و رای سفید بدند تا این طوری رای احمدی نژاد بشکنه. البته همه می دونید که رای سفید که می دید خط خطی ایش کنید که مورد سو استفاده قرار نگیره.
البته باید بگم که موسوی اصلا" کسی نیست که من حتی بخش کوچیکی از آرمان ها و خواسته هام رو با رییس جمهور شدنش برآورده شده ببینم، اما تو این شرایط به نظرم از بقیه شون بهتره و الان مهم ترین موضوع به نظرم رییس جمهور نشدن احمدی نژاده. و البته باید بگم که از روی جنبه ی نفی احمدی نژاد نیست که می رم و به موسوی رای می دم، هر چند این موضوع هم بسیار موثره، درسته موسوی و تیم احتمالی که در آینده قراره دولتش رو تشکیل بده رو در خیلی زمینه ها ضعیف می دونم، اما نباید فراموش کنیم که موسوی جنبه های ایجابی هم زیاد داره و در خیلی زمینه ها هم می تونه کارآمد و خوب کار کنه.
در نهایت همه ی دوستانی که تو این مدت نظر من رو جویا می شدید و بعضا" خودتون هم مردد بودید، بدونید که تصمیم نهایی من از بین موسوی و کروبی که بینشون مردد بودم، موسوی یه و من به موسوی رای می دم.
بخشی از اطلاعاتی که از دوستان به دست آوردم رو هم می گم تا بدونید:
بعضی از نامزد های احتمالی برای پست های کابینه ی موسوی:
معاون اول: آقای باقریان
وزیر آموزش و پرورش: آقای فانی (معاون وزیر آموزش و پرورش در دولت دوم خاتمی) و آقای شاه حسینی (رییس سازمان دانش آموزی در دولت دوم آقای خاتمی) از اونجایی که خودم به طور مستقیم با هر دوی این دو نفر کار کردم باید بگم که به نظر خودم آقای شاه حسینی برای این پست افتضاح خواهد بود. در مورد آقای فانی نظر خاصی ندارم.
وزیر کشور: آقای محتشمی پور (سابقه ی وزارت کشور و نمایندگی مجلس در کارنامه ی ایشان است.)
وزیر علوم و تحقیقات و فناوری: آقای بهشتی ( ایشون رو دقیق نفهمیدم کدوم بهشتی رو گفتند.)
وزیر نفت یا وزیر نیرو: آقای زنگنه ( سابقه ی موفق وزارت در کارنامه ی ایشان دیده می شود.)
وزیر کار: آقای صفدر حسینی ( سابقه ی موفق وزارت و نمایندگی مجلس در کارنامه ی ایشان دیده می شود.)
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: آقای مسجد جامعی (عضو فعلی و رییس کمیسیون فرهنگی شورای شهر تهران و وزیر فرهنگ در دولت دوم آقای خاتمی) به نظر من برای این پست افراد به نسبت بهتر از ایشون هستند که وزیر بشند اما ایشون هم توانایی این کار رو نه در حد عالی اما در حد خوبی دارند.
وزیر اطلاعات: آقای یونسی (وزیر اطلاعات در دولت دوم آقای خاتمی)
وزیر اقتصاد: حتی به شکل احتمالی هم نگم بهتره. چند وقت پیش یه روزنامه خوندم که شیرکوند و مظاهری برنامه اقتصادی موسوی رو قراره بنویسند و کلی ناراحت شدم، اما طبق اطلاعات جدیدی که به دست آوردم موسوی هرجا می ره ستاری فر رو به عنوان مشاور اقتصادی با خودش می بره، این موضوع خوشحالم کرد چون به نظرم ستاری فر واسه وزارت اقتصاد واقعا" مناسبه. (ستاری فر: یکی از بزرگ ترین اقتصاددانان ایران و رییس سازمان برنامه ریزی و بودجه در دولت دوم خاتمی که البته این سازمان در دولت احمدی نژاد منحل شده و تبدیل شده به معاونت رییس جمهور؛ یعنی رسما" هرچی رییس جمهور بگه شده.)
و ...

فعلا" همین اطلاعات رو داشته باشید تا بعد. البته فراموش نکنید که همه ی این ها احتمالی اند و چیزی اند که فعلا" صحبشون هست. پس خیلی هم قابل اتکا نیستند.
به نظرم برید و رای بدید، حتی اگه از قبل معلوم باشه که کی رای میاره و کی نمیاره و کی قراره رییس جمهور بشه و ... باز هم برید و رای بدید. کار خودتون رو بکنید و به این که کارتون درسته فکر کنید نه به این که آیا نتیجه اش دلخواهتون هست یا نه؛ مهم اینه که کاری که فکر می کنید درسته رو انجام دادید، حالا چه تقلب بشه و چه نشه. و فراموش نکنید که سال 76 هم همه می گفتند که شما بنویسید خاتمی آنها می خوانند ناطق نوری و همه می گفتند که نمی ذارند خاتمی رییس جمهور بشه و همه می گفتند که رای ما تزیینی یه و کسی که باید بشه می شه؛ اما نهایتش این طور نبود و خاتمی رییس جمهور شد. مگر این که کلا" بخواید از بیخ و بن بزنید تو قضیه و بگید که خود خاتمی رو هم نظام بالا آورد که در این صورت شدیدا" باهاتون مخالفم و باید بگم که به نظرم با این حرف تمام زحمات خاتمی و دولتش تو 8 سال رو زیر سوال بردید. از اونجایی که من خودم بازرس وزارت کشور در انتخابات بودم با اطمینان می گم که اگه تعداد آرا زیاد باشه و تفاوت آرای بین دو کاندیدا زیاد باشه، نمی تونند که تقلب در حد وسیعی بکنند و نتیجه رو تغییر بدن.
آیا چون ویرانی هست، نباید ساخت؟ و چون شکست هست نباید زیست؟
و چون دروغ و تهمت و تقلب و پاپوش و سواستفاده و بازی و پشت پرده و ... هست، نباید کار خودمون رو بکنیم؟ اگه روزی همه ی دنیا از نفس کشیدن شما سواستفاده کنند دیگه نفس نمی کشید؟ نباید زندگی خودمون و کاری رو که به نظر خودمون درست میاد و ربطی به زندگی شخصی کسی نداره، به هر دلیل خارجی ای و به خاطر سواستفاده ی دیگرون مختل کنیم.
یه وقتی هست که کاری به نظرمون درسته اما نتایجش با توجه به شرایط برامون خوب نیست، که در این صورت انجام خود اون کار جای صحبت داره. که البته این موضوع فرق داره با چیزی که من می گم. خودتون بفهمید دیگه، اگه نفهمیدید منظورم رو بگید تا براتون گفتاری بگم چون دیگه حوصله ی تایپ کردن ندارم.
می تونید این آهنگ رو هم گوش کنید و یه کم بخندید. گویا نام خواننده اش هم شاهین نجفی یه.
از این جا بارگیری کنید.

هیچ نظری موجود نیست: