30
سه شنبه 6 اسفند 1387 خورشیدی
3:31 نیمه شب
قصه هایی از دلبری، دل دادگی، دل شدگی
دلبری 2
سوال ساده ای پرسید که شاید نباید به این شکل می پرسید. جواب ساده ای شنید، که فکرش رو نمی کرد؛ احساس آب نبات بودن بهش دست داد. شاید هم پرسیدنش حتی به اون شکل بد نبود، حتی شاید هیچی بد نبود. شاید باید احساس آب نبات بودن رو تجربه می کرد، حتی برای بارها و بارها؛
احساس آب نبات بودن نباید عادت بشه، چون اون موقع همیشه یا آب نبات می شن یا آب نبات ساز، آب نباتش هم نباید خیلی شیرین باشه، یا اگه حق انتخاب داشته باشه، اصلا" شیرین نباشه بهتره.
شاید اگه حق انتخاب براش باشه، اصلا" هیچ کدوم از این ها نشه، همه چیز متفاوت تر، اما این به این معنی نیست که اون موقع و با اون شرایط اوضاع بهتر بشه.
سه شنبه 6 اسفند 1387 خورشیدی
3:31 نیمه شب
قصه هایی از دلبری، دل دادگی، دل شدگی
دلبری 2
سوال ساده ای پرسید که شاید نباید به این شکل می پرسید. جواب ساده ای شنید، که فکرش رو نمی کرد؛ احساس آب نبات بودن بهش دست داد. شاید هم پرسیدنش حتی به اون شکل بد نبود، حتی شاید هیچی بد نبود. شاید باید احساس آب نبات بودن رو تجربه می کرد، حتی برای بارها و بارها؛
احساس آب نبات بودن نباید عادت بشه، چون اون موقع همیشه یا آب نبات می شن یا آب نبات ساز، آب نباتش هم نباید خیلی شیرین باشه، یا اگه حق انتخاب داشته باشه، اصلا" شیرین نباشه بهتره.
شاید اگه حق انتخاب براش باشه، اصلا" هیچ کدوم از این ها نشه، همه چیز متفاوت تر، اما این به این معنی نیست که اون موقع و با اون شرایط اوضاع بهتر بشه.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر