۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

دویدن یا پرواز

دویدن یا پرواز
وقتي راه رفتن آموختي ، دويدن بياموز. و دويدن كه آموختي پرواز راراه رفتن بياموز زيرا راه هايي كه ميروي جزيي از تو مي شود و سرزمين هايي كه مي پيمايي بر مساحت تو اضافه مي كند . دويدن بياموز چون هر چيز را كه بخواهي دور است و هر قدر كه زود باشي دير.و پرواز را ياد بگير نه براي اين كه از زمين جدا باشي براي آن كه به اندازه ي فاصله ي زمين تا آسمان گسترده شوي من راه رفتن را از يك سنگ آموختم . دويدن را از يك كرم خاكي و پرواز را از يك درخت .باد ها از رفتن به به من چيزي نگفتند . زيرا انقدر در حركت بودندكه رفتن را نمي شناختند . پلنگان دويدن را يادم ندادند زيرا آنقدر دويده بودند كه دويدن را از ياد برده بودند.پرندگان نيز پرواز را به من نياموختند زيرا چنان در پرواز خود غرق بودند كه آن رابه فراموشي سپرده بودند.اما سنگي كه درد سكون را كشيده بود رفتن را مي شناخت و كرمي كه در اشتياق دويدن سوخته بود دويدن را مي فهميد و درختي كه پاهايش در گل بود از پرواز بسيار مي دانست .آنها از حسرت به درد رسيده بودندو از درد به اشتياق. به معرفت.
وقتي رفتن آموختي ،دويدن بياموز . و دويدن كه آموختي پرواز را . راه رفتن بياموز زيرا هر روز بايد از خودت تا خدا گام برداري . دويدن بياموز زيرا چه بهتر كه آز خودت تا خدا بدوي . و پرواز را ياد بگير زيرا بايد روزي از خودت تا خدا پر بزني . . .
(عرفان نظر آهاري)

84/07/03 1:30 AM

هیچ نظری موجود نیست: