2
خاطرات ، خاطرات ، خاطرات
خاطرات ، خاطرات ، خاطرات
روز هایی از زندگی می گذره؛ شاد، غمگین و یا بدون هیچ حسی ؛ آروم تر از اونی که بخوای فکرشو بکنی و یا تند تر از اینکه دیده بشن ؛ می گذرن و می رن و می شن خاطره .
روزهایی از زندگی میان و می گذرن و می شن خاطره ، خاطره هایی که برات یاد آوری می کنن اون روز هارو ، و چیز هایی که بود و نبود
12:35 نیمه شب 2 اسفند 1386
12:47
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر